لَو لَمْ یبْقَ منَ الدُّنیا اِلاَّ یومٌ واحِدٌ لَطَوّلَ اللهُ ذلِكَ الیومَ حَتّی یخرُجَ قائمُنا أَهْلَ البَیت.
اگر از عمر دنیا تنها یک روز مانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانی میکند تا قائم ما اهل بیت(علیهالسلام) ظهور یابد. (منتخبالاثر، ص ٢٥٤)
مکتب تربیتی امام شهید؛ مبانی نظری، مؤلفههای عملیاتی و تداوم عینی در سیره آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، در نشست علمی تخصصیِ«تبیین ابعاد مدیریت راهبردی امام شهید(ره) و تجلی آن در رهبری آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای» که به اهتمام پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، دانشگاه امام رضا علیه السلام و با همکاری دبیرخانه رویداد ملی دانشگاهی «رهبر قلب ها» برگزار شد، ابعاد شخصیتی و تربیتی امام شهید حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای(ره) و نقش آن در استمرار راه ایشان در وجود حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، توسط اساتید محترم دکتر مودب رئیس سابق دانشکده الهیات دانشگاه قم، دکتر دانشیفر رئیس دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام و دکتر فیروزی رئیس پژوهشکده تربیت دینی دانشگاه امام رضا علیه السلام به صورت علمی و موشکافانه مورد بررسی قرار گرفت.
چارچوبهای نظری و مبانی معرفتی مکتب تربیتی امام شهید
محور اول: قرآن به مثابه مرجعیت معرفتی؛ نقد رویکردهای ابزاری و احیای نگاه تمدنی
بر اساس تحلیل دکتر مودب، بنیادیترین مؤلفه در منظومه فکری امام شهید، «مرجعیت قرآن» در تمام عرصههای زیستجمعی است. ایشان با نقد رویکردهای رایج که قرآن را به سطح «استخاره» یا «رفع گرفتاریهای فردی» تقلیل دادهاند، بر این نکته تأکید کردند که امام شهید، قرآن را به عنوان «سفره گسترده الهی» برای حل مسائل کلان جامعه و تمدن اسلامی میدانستند.
این نگاه، در سیره عملی امام خمینی(ره) نیز قابل مشاهده است که با وجود اشتغالات سنگین حکومتی، روزانه سه جزء قرآن را با تدبر تلاوت میکردند و آن را منبع تصمیمگیریهای سرنوشتساز میدانستند. از منظر روششناختی، این رویکرد، نوعی «هرمنوتیک کاربردی» محسوب میشود که در آن، متن مقدس از سطح انتزاعی و فردگرایانه خارج شده و به مثابه «راهنمای عملیاتی حکمرانی» تلقی میگردد.
محور دوم: نظریه «انسان ۲۵۰ ساله»؛ الگوسازی تاریخی برای حکمرانی معاصر
رئیس کارگروه قرآن و حدیث حوزه های علمیه در ادامه، به نظریه «انسان ۲۵۰ ساله» به عنوان یکی از آموزههای محوری امام شهید اشاره کردند. بر اساس این نظریه، دوران حضور معصومین(ع) به مدت حدود سه قرن، دورهای سرشار از آموزههای سیاسی، اجتماعی و تربیتی است که شیعیان باید از آن برای الگوسازی در عرصه حکمرانی معاصر بهره ببرند.
امام شهید معتقد بودند که تمام ائمه اطهار(ع) در طول این دویست و پنجاه سال، یک رسالت مشترک یعنی «احیای دین و اقامه عدالت» را دنبال کردهاند و هر کدام متناسب با شرایط خاص زمان خود، شیوههای متنوعی برای هدایت جامعه به کار بستند. انقلاب اسلامی نیز در ادامه همان مسیر الهی تعریف میشود و این نظریه، یک «الگوی تاریخی-تحلیلی» برای درک تداوم جریان امامت و رهبری در عصر غیبت ارائه میدهد.
محور سوم: تفکر منظومهای؛ نقد دوگانههای کاذب در علوم انسانی
استاد تمام الهیات دانشگاه قم با رویکردی نظامشناسانه، به تبیین «تفکر منظومهای» به عنوان یکی از بنیادینترین ارکان اندیشه امام شهید پرداختند. ایشان با تأکید بر اینکه امام شهید برخلاف بسیاری از اندیشمندان که حوزههای دین، سیاست، فرهنگ و اجتماع را به صورت جزیرهای و مستقل از هم مینگرند، همه این عرصهها را در یک «ارتباط ارگانیک و منسجم» میدیدند و هیچ تعارضی میان احکام دینی و الزامات اجتماعی و سیاسی قائل نبودند.
این نگاه ریشه در «اسلام ناب محمدی(ص)» است که امام خمینی(ره) آن را در برابر «اسلام آمریکایی» و «اسلام تفکیکی» تبیین کردند. از منظر روششناختی، این رویکرد، در تقابل با «نگاههای تکبعدی» در علوم انسانی غربی (مانند سکولاریسم یا ماتریالیسم تاریخی) قرار میگیرد و نوعی «پارادایم توحیدی» را ارائه میدهد که در آن، تمام پدیدهها در یک شبکه معنایی به هم مرتبط، معنا مییابند.
محور چهارم: بازتعریف «حیات طیبه»؛ از سعادت فردی تا آرمانشهر قرآنی
مدیر علمی دبیرخانه بین المللی امام رضا علیه السلام و علوم روز با نقد رویکردهای تفسیری رایج که حیات طیبه را صرفاً به «پاداش اخروی» یا «آرامش روانی فردی» محدود کردهاند، تأکید کردند که امام شهید با نگاهی فرارشتهای و تمدنی، این مفهوم را به «حیات اجتماعیِ مبتنی بر ایمان و عمل صالح» و «تمدن نوین اسلامی» تعمیم دادهاند.
بر اساس این تفسیر، زیستجمعیِ مؤمنانه، منهای تحقق عدالت اجتماعی و سیاسی، نمیتواند مصداق حیات طیبه باشد. این رویکرد، با نظریه «جامعهشناسی دینی» و «انقلاب به مثابه امر قدسی» همخوانی دارد، اما در منظومه امام شهید، به سطحی از عمق و کاربست عملیاتی میرسد که آن را از سطح یک نظریه صرف به یک «راهبرد تمدنی» ارتقا میدهد.
محور پنجم: استمرار عینی مکتب در سیره و منش آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای
سیاست «پنهانزیستی و پرهیز از خودنمایی و مبتنی بر شناخت و عقلانیت »؛ مصداق عینی جهاد اکبر
دکتر مودب در ادامه با استناد به سیره عملی حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای در دوران تدریس سطوح عالی حوزه، به روایتی مستند اشاره کردند که بر اساس آن، وقتی تعداد شاگردان درس ایشان به بیش از هزار نفر رسید و شهرت قابلتوجهی شکل گرفت، ایشان علیرغم اصرار مکرر شاگردان، درس را بهکلی تعطیل کردند و در توجیه این اقدام فرمودند که اگر قرار باشد به خاطر این درس معروف شوم یا همکارانم بیشاگرد بمانند، ادامه نخواهم داد.
این رفتار از منظر روانشناسی تربیتی، مصداق «مبارزه با خودشیفتگی» و «اولویتدهی به مصالح جمعی بر منافع فردی» است و در سطحی فراتر، نشاندهنده وجود یک «نظام نظارتی درونخانوادگی» است که بر اساس آن، هرگونه انحراف به سمت شهرتطلبی، به عنوان یک «آسیب تربیتی» شناسایی و اصلاح میشود.
ایشان در ادامه، به نقش «تربیت متکی بر شناخت» در این خانواده پرداختند. بر اساس تحلیل ایشان، امام شهید با پاسخگویی منطقی و مبتنی بر آگاهی به شبهات نسل جوان، زمینهای فراهم کردند که فرزندان و نوهها با «تمایل درونی» و «درک عمیق» از آرمانهای انقلاب پیروی کنند، نه صرفاً به دلیل هیجانات زودگذر یا فشارهای بیرونی. این نگاه مبتنی بر دانش، موجب شد تا اعضای این خانواده در برابر آفات و لغزشهای احتمالی، ایمن شده و مسیر تعیینشده را با اقتدار و تواضع توأمان ادامه دهند. این رویکرد تربیتی بر نقش «معناسازی» و «دلیلیابی» در فرآیند تربیت تأکید میکند.
مشارکتدهی به مردم؛ استمرار گفتمان مردممحوری در حکمرانی
در ادامه نشست، دکتر فیروزی با اشاره به تشابه رویکرد امام شهید و فرزندشان در قبال حوادث و بحرانها، بر «مشارکتدهی به مردم» به عنوان اصلیترین راهبرد آیتالله مجتبی تأکید کردند. ایشان با استناد به بیانات ایشان در قبال حوادث سال ۱۳۸۸ و مذاکرات اخیر، توضیح دادند که آیتالله سید مجتبی خامنه ای حفظه الله همانند امام شهید، برخلاف روشهای مرسوم حکمرانیِ مبتنی بر «دستور از بالا»، همواره بر «نقشآفرینی مردم» و «تقسیم کار اجتماعی با تودهها» تأکید داشتهاند که مصداق بارز آن در جمله ماندگار «شما مردم بودید که کشور را رهبری کردید» نمایان است. این رویکرد، ادامه همان «گفتمان مردم باور» امام شهید است که با اتکا به حضور آگاهانه و داوطلبانه مردم در صحنههای مختلف، کشور را از چالشهای بزرگ نجات داده است.
جانبازی و مجاهدت؛ تداوم روحیه جهادی در نسل دوم
ایشان همچنین به سابقه مجاهدتهای آیتالله مجتبی در دوران دفاع مقدس و حوادث پس از آن اشاره کردند. رهبر انقلاب با الگوگیری از قرآن و سیره اهل بیت(ع)، همان رویکرد پدر را در زمینهسازی برای ظهور و تحقق حیات طیبه دنبال میکنند لذا جانبازی و صبر ایشان یک «نشانهشناسی از تداوم یک مسیر الهی» است که در آن، خداوند متعال با حفظ شگفتآور ایشان در برابر حوادث، اثبات میکند که مدیریت این مسیر، «دست غیبی» دارد و این، بزرگترین سرمایه انقلاب اسلامی برای آینده است.
دوران عدم حضور علنی و عام رهبر؛ یک امتحان بزرگ برای جامعه نخبگانی
رئیس پژوهشکده تربیت دینی دانشگاه امام رضا علیه السلام بر این نکته تأکید کردند که دوران کنونی عدم حضور علنی رهبر عزیز انقلاب، خود یک «امتحان بزرگ» برای عموم مردم و به ویژه جامعه دانشگاهی و نخبگان کشور است. دشمن از همین فرصت برای تخریب و تضعیف بهرهبرداری میکند از این رو، نخبگان باید با «عملکرد درست و استوار» خود، در این مسیر الهی و تمدنساز، نقشآفرینی کنند. این دوران، یکی از حساسترین و پربارترین ادوار تاریخ انقلاب اسلامی است که میتواند زمینهساز تحقق آرمانهای بزرگ باشد.
شکست پروژههای تخریب دشمن؛ اقبال عمومی به مثابه تأیید الهی
دکتر دانشی فر نیز به طراحی پیچیده دشمن برای تخریب چهره آیتالله مجتبی در فتنه سال ۱۳۸۸ و پس از آن اشاره کردند و این جریان را نمونهای از تجلی «هدایت الهی» و «ضعف تحلیل دشمنان» در مواجهه با یک شخصیت متقی و متواضع دانستند که علیرغم تمام فشارها، نه تنها تخریب نشد بلکه امروز شاهد «اقبال عمومی روزافزون» و نوعی «همدلی اجتماعی» حول شخصیت ایشان هستیم. این موفقیت، مرهون پایبندی بیچون و چرای ایشان به اصولی نظیر «پرهیز از خودنمایی»، «اولویت دادن به مصالح نظام» و «صبر و استقامت در برابر ناملایمات» است.
ضرورت شناخت علمی مکتب؛ از نظریه تا عمل
رئیس دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام بر لزوم شناخت علمی و دقیق از مکتب تربیتی و فکری امام شهید و استمرار آن در وجود آیتالله مجتبی، توسط نخبگان، دانشگاهیان و نهادهای تربیتی کشور تأکید کردند و این شناخت را یک «ضرورت اجتنابناپذیر» برای مواجهه با امواج سنگین شبهات و توطئههای دشمن و نیز برای الگوسازی صحیح برای نسل جوان و آیندهساز انقلاب اسلامی دانستند. ما در دوران بسیار حساسی از تاریخ جهان زندگی میکنیم و این فرصت بزرگی است که باید با «انس با قرآن»، «درک جامع از معارف دینی» و «عمل به آموزههای مکتب اهل بیت(ع)»، خود را برای ایفای نقش در تمدن نوین اسلامی آماده سازیم.
فهم عمیق این منظومه فکری، میتواند چراغ راهی برای تداوم عزت، استقلال و تمدنسازی ایران اسلامی در دهههای پیش رو باشد. آنچه از امام شهید به یادگار مانده، یک میراث فردی صرف نیست، بلکه یک «نظام فکری و مکتب تربیتیِ جامع، منسجم و کارآمد» است که بر پایه قرآن، اهل بیت(ع)، عقلانیت، تواضع، جهاد تبیین و مردمسالاری دینی استوار شده و در وجود حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای به عنوان رهبری آیندهساز، به بهترین شکل ممکن تداوم یافته است.




