• العربية
  • English
  • فارسی
 
امام جعفرصادق (علیه‌السلام) :

لَو لَمْ یبْقَ منَ الدُّنیا اِلاَّ یومٌ واحِدٌ لَطَوّلَ اللهُ ذلِكَ الیومَ حَتّی یخرُجَ قائمُنا أَهْلَ البَیت.
اگر از عمر دنیا تنها یک روز مانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانی می‌کند تا قائم ما اهل بیت(علیه‌السلام) ظهور یابد. (منتخب‌الاثر، ص ٢٥٤)

   
 
 
 

معارضین قرآن :


معارضین قرآن :
2- عبد اللّه بن مقفع:
او معروف به ابن مقفع فارسى است ( احتجاج طبرسى 2/ 142 و بحار الانوار 89/ 16)كه اديب در زبان عرب بوده و كتاب كليله و دمنه را با اسلوبى بديع به عربى برگردانيده است. در مورد او آمده است كه او به همراه، ابن ابى العوجاء و ابو شاكر ديصانى و عبد الملك در موسم حج، در زمان امام صادق عليه السّلام درحالى‏كه به تمسخر قرآن پرداخته بودند، در مسجد الحرام توافق نمودند تا به معارضه قرآن بپردازند و مانند قرآن را بياورند. از جمع آنها، ابن ابى العوجاء، پيشنهاد نمود كه هركدام به اندازه يك ربع قرآن همانند قرآن را بياورند و هنگامى كه قرآن را نقض كردند، پيامبرى محمد باطل خواهد شد و با بطلان او، اسلام پايان خواهد يافت.
آنها توافق نمودند كه تا سال بعد، هركسى سهم خويش را آماده نمايد و در همان مكان آنچه را آماده نموده‏اند، ارائه نمايند و پس از گذشت يك سال كه دوباره گرد هم جمع شدند، هيچكدام نتوانسته بودند، مأموريت خويش را انجام دهند و هر كدام شرح حال خويش را چنين گزارش مى‏نمايد:
ابن مقفع مى‏گويد: اين قرآن از سنخ و جنس كلام بشر نيست و من از زمانى كه از شما جدا شدم همواره در اين عبارت به فكر فرو رفته‏ام و نمى‏توانم مانند آن را بياورم و آن چنين است: وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ‏ «به زمين خطاب شد كه فورا آبت را فرو بر و به آسمان امر شد كه باران را قطع كن و زمين آب را در خود فروبرد و حكم انجام شد و كشتى بر كوه جودى قرار گرفت و فرمان هلاكت ستمكاران در رسيد . ( هود/ 44 )
ابن ابى العوجاء: من از زمان جدائى از شما همواره در اين عبارت به فكر فرورفته‏ام و نمى‏توانم عباراتى موازى با آن فصاحت و بيان بياورم و اين عبارت مرا از معارضه بازداشته است تا به مانند ديگر عبارات قرآن بياورم و آن اين است: «فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا» «چون برادران از پذيرفتن خواهش خود مأيوس شدند با خود خلوت كردند». ( يوسف/ 80 )
عبد الملك: من نيز از زمانى كه از شما جدا شدم، ذهنم را عباراتى مشغول نموده و براى مقابله آن احساس عجز مى‏كنم و از بقيّه كار منصرف شدم، از آن جمله آن عبارت چنين است: «يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ‏ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ»..«اى مردم مشرك (كافر)، بدين مثل گوش فرادهيد و آن بتهاى جماد كه آنها را خدا مى‏خوانيد، هرگز بر خلقت مگسى هرچند همه اجتماع كنند، قادر نيستند و اگر مگس (ناتوان) چيزى از آنها بگيرد، قدرت بر باز گرفتن آن را ندارند. بدانيد كه طالب و مطلوب (يعنى بت و بت‏پرستى يا عابد و معبود) هردو ناچيز و ناتوانند» (حج/ 72 )
ابو شاكر: آخرين شاعر و اديب زبان عرب، از آن گروه چهار نفره، نيز بر عجز خويش آگاه شده و مى‏گويد: من از هنگام جدايى از شما در عبارات قرآن مطالعه نمودم و شگفتى آنها به ويژه عبارت: «لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا» ( انبياء/ 22 ) مرا به خود واداشته است. هشام بن حكم، كه از بزرگان و از ياران خاص امام صادق عليه السّلام است مى‏گويد: در هنگامى‏كه آنها مشغول گفتگو در كنار خدا بودند، امام صادق عليه السّلام از كنار آنها مرور مى‏كرد و مى‏دانست كه چه مى‏گويند، امام در همان حال با صداى بلند شروع به خواندن آيه شريفه ذيل فرمود كه: «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً». «بگو اى پيامبر كه اگر انس و جنّ متفق شوند كه مانند اين قرآن را بياورند، هرگز نتوانند، هرچند همه پشتيبان يكديگر باشند. ( اسراء/ 88 )
آن جمع چهار نفره كه خود از سخنوران عرب بودند و خود را در برابر قرآن عاجز مى‏ديدند، همانند ديگر افراد كه در زمان پيامبر صلى اللّه عليه و اله و سلم نيز تلاش بر معارضه داشتند، سرافكنده، متفرق شدند.
3- عبد اللّه ابو شاكر ديصانى: او ساكن كوفه بوده و با هشام بن حكم مناظراتى داشته است و از چهار نفرى است كه از معارضين مشهور به حساب آمده و جريان معارضه و اظهار عجز و ناتوانى او گذشت. در مورد او آمده است كه در اواخر عمر به محضر امام صادق عليه السّلام آمد و از گذشته خويش توبه نمود.
4- عبد الكريم ابن ابى عوجاء: ابن ابى العوجاء، شاگرد حسن بصرى بوده و با امام صادق عليه السّلام احتجاجهاى داشته است و از چهار نفر معارضينى است كه سرگذشت آنها گذشت.
5- سجاح بنت حارث تميميه: او دختر حارث بن سويد تميمى بود كه مدعى نزول وحى بود و به سوى مسيلمه كذاب روى آورد و با او ازدواج نمود و از جملات معارضه‏گونه او چنين است: «انّ اللّه خلق النساء افراجا و جعل الرجال لهنّ ازواجا فتولج فيهنّ قعسا ايلاجا ثمّ نخرجها إذا نشاء اخراجا فينتجن لنا سخالا انتاجا». ( تاريخ طبرى 2/ 499 )

6- ابو العلاء معرى: او احمد بن عبد اللّه بن سليمان، شاعر و لغت‏دان و استاد فن صنايع بوده است. به معارضه قرآن پرداخته است و نقل شده كه معارضه او چنين بوده: «أقسم بخالق الخيل و الريح الهابّه بليل، ما بين الاشراط و مطالع سهيل، ان الكافر لطويل الويل و ان العمر لمكفوف الذيل، تعدّ اتّق مدارج السيل و طالع التوبة من قبيل تنج و ما اخالك بناج» . ( لغت‏نامه دهخدا- ذيل كلمه ابو العلاء، ص 635)

اعجاز القرآن در نظر اهل بيت عصمت ع و بيست نفر از علماى بزرگ اسلام، ص: 210



 

انجمن‌ها
دانشگاه‌ها
پژوهشگاه‌ها
مراجع عظام
سایر

انتشار محتوای این وبگاه تنها با ذکر منبع مجاز میباشد

X
Loading