المَهدِی طاووسُ أَهلِ الجَنَّةِ.
مهدی(ع) طاووس اهل بهشت است. (الشِّهاب فیالحِکَمِ و الآداب، ص ١٦)
تنبيه اشراقى
از بيانات اين رساله معلوم شده است نكته عدول از غيبت به خطاب؛ و اين گرچه خود يكى از محسّنات كلام و مزيّتهاى بلاغت است كه در كلام فصحا و بلغا بسيار و موجب حسن كلام، و خود التفات از حالى به حالى رفع سئامت از مخاطب كند و نشاطى تازه به روح او بخشد،
ولى چون نماز معراج وصول به حضرت قدس و مرقات حصول مقام انس است، در اين سوره شريفه دستور اين ترقّى روحانى و مسافرت عرفانى را مىدهد؛
و چون بنده در اول سلوك الى اللَّه در حجب ظلمانيّه عالم طبع و نورانيّه عالم غيب محبوس و محجوب است و سفر الى اللَّه خروج از اين حجب است به قدم سلوك معنوى، و در حقيقت مهاجرت الى اللَّه رجوع از بيت نفس و بيت خلق است الى اللَّه و ترك كثرات و رفض غبار غيريّت و حصول توحيدات و غيبت از خلق و حضور لدى الرّب است؛
و چون در آيه شريفه ملِك يَومِ الدّين كثرات را منطوى در تحت سطوع نور مالكيّت و قاهريّت ديد، حالت محو از كثرت و حضور در حضرت دست دهد و با مخاطبه حضوريّه و مشاهده جمال و جلال، تقديم عبوديّت كند و خداخواهى و خدابينى خود را به محضر قدس و محفل انس برساند.
و شايد نكته اينكه با ضمير «ايّاكَ» تأديه اين مقصد را مىكند، براى آن باشد كه اين ضمير راجع به ذات است مضمحلًا فيه الكثرات؛
پس سالك را ممكن است در اين مقام حالت توحيد ذاتى دست دهد و از كثرت اسما و صفات نيز منصرف و وجهه قلبْ حضرت ذات بىحجب كثرات شود؛
و اين، آن كمال توحيد است كه امام موحّدان و سرحلقه عارفان و پيشواى عاشقان و سرسلسله مجذوبان و محبوبان، امير المؤمنين- صلوات اللَّه عليه و اولاده المعصومين- فرمايد:
و كَمالُ التَّوْحيدِ نَفْىُ الصّفاتِ عَنْه؛ «1»
زيرا كه صفت را وجهه غيريّت و كثرت است؛ و اين توجّه به كثرت- و لو كثرت اسمايى- از سراير توحيد و حقايق تجريد بعيد است؛ و لهذا شايد سرّ خطيئه آدم- عليه السلام- توجّه به كثرت اسمايى است كه روحِ شجره منهيّه است.
-------------------------------
( 1) كمال توحيد، عبارت است از نفى صفات از او؛ اصول كافى؛ ج 1: كتاب التوحيد؛ ص 140، ح 6.
---------------------------------------------------------
تفسير سوره حمد، متن، ص: 61 امام خمینی



_8.jpg)
