مَن ماتَ مِنكُم وَ هُوَ مُنتظِرٌ لِهذا الأََمرِ كان كَمَن هوُ مَعَ القائِمِ فی فُسطاطِه.
هر کس از شما که در حال انتظار ظهور حضرت مهدی(علیهالسلام) از دنیا برود همچون کسی است که در خیمه و معیت آن حضرت در حال جهاد به سر میبرد. (بحار، ج ٥٢، ص ١٢٦)
تنبيه
در لفظ و اشتقاق و معنى «عالَمين» اختلاف عظيم واقع است. چنانچه بعضى گفتهاند «عالمين» جمع است و مشتمل بر جميع اصناف خلق است از مادّى و مجرّد؛ و هر صنفى خود عالمى است؛ و اين جمع از جنس خود مفرد ندارد و اين قول مشهور است.
و بعضى گفتهاند كه «عالَم»، به فتح لام، اسم مفعول و «عالِم»، به كسر، اسم فاعل است؛ و «عالَمين» به معناى «معلومين» است؛ و اين قول علاوه بر آنكه خود فى حدّ نفسه بىشاهد و بعيد است، اطلاق «ربّ المعلومين» بسيار بارد و بىمورد است.
و اشتقاق آن را بعضى از «علامت» دانستهاند و در اين صورت بر تمام موجودات اطلاق شود؛ زيرا كه همه، علامت و نشانه و آيه ذات مقدّسند و «واو» و «نون» به اعتبار اشتمال بر ذوى العقول و تغليب آن است بر ديگر موجودات.
و بعضى او را مشتق از «علم» دانستهاند و در هر صورت، اطلاق آن بر جميع موجودات صحيح است، چنانچه اطلاق بر ذوى العقول نيز وجيه است؛ ولى «عالَم» اطلاق بر «ما سوى اللَّه» شود؛ و بر هر صنف و هر فرد نيز گاه اطلاق شود؛ و اگر آن كس كه «عالم» را بر هر فرد و صنف اطلاق كند از اهل عرف و لغت باشد، به اعتبار آنكه هر فردى علامت ذات بارى است و فى كُلِّ شَيْءٍ لَهُ آيَةٌ- «1»
و اگر عارف الهى باشد، به اعتبار آنكه هر موجودى ظهور اسم جامع و مشتمل كلّ حقايق است به طريق ظهور احديّت جمع و سرّ وجود؛ و از اين جهت تمام عالم را و هر جزئى از آن را اسم اعظم به مقام احديّت جمع ممكن است دانست؛ و الأسماءُ كُلُّها فى الكُلِّ وَ كذا الآيات.
و بنا بر آنچه ذكر شد، ايراد فيلسوف عظيم الشّأن صدر الملّة و الدّين «2»
__________________________________________________
(1).
وَ فى كُلِّ شيئى لَهُ آيَةٌ تَدُلّ عَلى أَنَّهُ واحِدٌ
(در هر چيز خدا را آيتى است؛ كه دلالت كند بر اينكه او يكتاست)؛ ديوان ابو العتاهيه؛ ص 104.
(2) محمد بن ابراهيم شيرازى (979- 1050 ه. ق.) ملقب به «صدر الدين» و «صدر المتألّهين» معروف به صدرا و ملا صدرا از بزرگان حكماى اسلامى است. وى بنيانگذار «حكمت متعاليه» است و صاحب آراى بديعى در فلسفه مىباشد. مكتب فلسفى صدر المتألّهين پس از او بر ديگر مكاتب فلسفى برترى يافت و بيشتر حكماى اسلامى پس از او از پيروان مكتب او به شمار مىروند. مهمترين اثر وى اسفار اربعه است كه در بردارنده آرا و نظريات فلسفى او به نحو گسترده مىباشد. از آثار ديگر اوست: تفسير القرآن الكريم، شرح اصول كافى، مبدأ و معاد، مفاتيح الغيب، شواهد الربوبيّة، اسرار الآيات، حاشيه بر شفا. وى از شاگردان محقّق داماد، ميرفندرسكى و شيخ بهايى است. ملا محسن فيض و عبد الرزاق لاهيجى (فيّاض) از شاگردان معروف او هستند.
----------------------------------------------------------------------------------
- قدّس سرّه- بر مثل بيضاوى «1» وارد است؛ زيرا كه آنها ذوق اين مشرب نكردهاند؛ و اما در مسلك اصحاب عرفان صحيح نيست و چون كلام بيضاوى در اين مقام و كلام فيلسوف مذكور طولانى است، ذكر آن نشد؛ هر كس مايل است، به تفسير سوره «فاتحه» مرحوم فيلسوف مذكور رجوع كند.
و «ربّ» اگر از اسماى صفات باشد به معنى «مالك» و «صاحب» و اشباه آن، مراد از «عالمين» جميع ما سوى اللَّه ممكن است باشد؛ چه موجودات عالم ملك باشد يا موجودات مجرّده غيبيّه؛ و اگر از اسماى افعال باشد- كه شايد ظاهرتر همين است- مراد از «عالمين» عالم ملك است فقط؛ زيرا كه «ربّ» در آن وقت به معنى «مربّى» است؛
و اين معنا تدريج لازم دارد و عوالم مجرّده از تدريج زمانى منزّه هستند. گرچه نزد نويسنده به يك معنى، روحِ «تدريج» در عالم «دهر» متحقّق است؛ و به همان معنى اثبات حدوث زمانى به معنى روح زمان و دهريّتِ تدريج، در عوالم مجرّده نيز كرديم؛ و در مسلك عرفانى نيز حدوث زمانى را براى جميع عوالم ثابت مىدانيم، اما نه به آن طور كه در فهم متكلّمين و اصحاب حديث آيد.
----------------------------------------------------------------
(1) عبد اللَّه بن عمر شيرازى (- 685 ه. ق.) مشهور به بيضاوى در فارس به دنيا آمد و مدتى قاضى بود و در تفسير داراى شهرت. از آثار اوست: انوار التنزيل و اسرار التأويل يا تفسير بيضاوى، طوالع الانوار، لب اللباب.
----------------------------------------------------------
تفسير سوره حمد، ص: 40



_31.jpg)
